بزار بارون رو تنم گریه کنه
منو با چتر خودت یکی ندون
من همین روزا به دریا می رسم
با همین رود خونه های نیمه جون
بزار بارون رو تنم گریه کنه
من و تو به درد هم نمی خوریم
غیر لحظه های تلخ و انتظار
لحظه ی دیگه ای رو نمی شمریم
اگه جنگل داره می سوزه هنوز
اگه بارون هنوزم رو تنمه
چتر تو بر دار و از اینجا برو
این روزا وقت زمین خوردنمه
|+|
مجید صالحی در یکشنبه یازدهم تیر 1385 و ساعت 15:22

