تبليغاتX
ساز ها را باید از نو کوک کرد
از همون روزي كه ... 

 

ازهمون روزي كه رفتي خونه سرد و ساكته

خونه سرد و ساكته با يه غم هميشگي

زندگي مي گذره با تموم شاديهاش ولي

واي از اون دقيقه اي كه بد بياره زندگي

همه دلتنگي دنيا توي سينت مي شينه

همه غصه هاي دنيا تو دلت جا مي گيره

مي شي قد يه قفس خونه به دوش آسمون

تازه سر شكستگي روي تنت پا مي گيره

حالا هر شب واسه تو يه شعر تازه تر مي گم

حالا خواب از تو چشام يه عمره كه فراريه

تو سرم هواي پر كشيدنه فقط همين

تو دلم يه عالمه لحظه بي قراريه

با خودت گفتي بري تموم مي شه در به دريت

با خودت گفتي زمستون ديگه كاريت نداره

از همون روزي كه رفتي خش خش نديدنت

هر بلايي كه مي خواد داره سر من مياره

|+|
مجید صالحی در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 0:36

majid salehi وبلاگ اختصاصی مجید صالحی