تبليغاتX
ساز ها را باید از نو کوک کرد
آزادی ....... 

 

پر از گريه ، پر از دردم

سكوت سرد رگبارم

توي دستاي كوچيكم

يه بمب هسته اي دارم

هنوزم خيس بارونم

يه بغض تو گلو مونده

نمي تونم رها باشم

زمونه دستمو خونده

تنم خوابه ، سرم زخمي

ترانه شعر آزادي

اگر تو جاي من بودي

به دشمن تن نمي دادي

بزار پائيز بي برگي

منو بشكونه و رد شه

بزار نبض حضور من

دوباره بوق ممتد شه

چرا از جنگ و خونريزي

ديگه آواز نمي خوني

مسلسل قبله ي دنياس

گلوله مهر پيشوني

هنوز عطر تن مادر

نسيم تند باروته

هنوز پيراهن مشكي

نشسته فكر تابوته

گلوله دشمن فرضي

مسلسل منطق جنگه

بكش تا زنده باشي چون

خدا هم عاشق جنگه

هنوزم حسرت ديدن

تو چشماي تر باباس

عزيزش تو كدوم گورا

ي دسته جمعي دنياس

|+|
مجید صالحی در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 0:37

majid salehi وبلاگ اختصاصی مجید صالحی